السيد موسى الشبيري الزنجاني

2310

كتاب النكاح ( فارسى )

متصل با منفصل ، خاص شود . و اين همان انقلاب نسبت است كه مختار ما و بسيارى ديگر است و نتيجه ، حرمت ابد در صورت علم و عدم حرمت ابد در صورت جهل مىشود كه مطابق قول مشهور است . 2 ) بررسى كلام مرحوم آقاى خويى « رحمه الله » : مرحوم آقاى خويى مىفرمايند : حتى اگر طائفهء ثالثه دال بر عدم حرمت ابد در صورت جهل نبود و قائل به مفهوم هم نباشيم و بر اساس انقلاب نسبت هم مشى نكنيم ، باز بايد طبق قول مشهور حكم كرد زيرا ما گرچه براى وصف و قيد مفهوم به نحو سالبه كليه قائل نيستيم لكن مفهوم به نحو سالبه جزئيه قائليم يعنى مفاد اتيان وصف و قيد اين است كه حكم روى طبيعى موضوع نرفته و على الاطلاق نيست و گرنه آوردن قيد و وصف بلاوجه و لغو خواهد بود . از اين رو مفاد اين طائفه ثالثه با اطلاق روايات طائفهء اولى تنافى پيدا مىكند و چون طائفه ثالثه ، نصوصيت دارد و آنها ظهور در اطلاق دارند بر آن مقدم مىشود و حرمت ابد مخصوص صورت علم مىشود . مناقشهء استاد ( مد ظله ) دربارهء استدلال اخير : همان گونه كه خود ايشان فرمودند ، وصف و قيد تنها دليل بر اين است كه اولًا در موارد وصف و قيد حكم ثابت است و ثانياً حكم على الاطلاق ثابت نيست ، اما اين كه با چه قيدى حكم ثابت است ؟ و در ما نحن فيه آيا فقط در صورت علم حكم ثابت است ، يا - مثلًا - در صورت دخول هم حرام ابدى مىشود ، اين از دليل مقيد استفاده نمىشود . چون فرض و مبناى ايشان بر اين است كه قائل به انحصار عليت قيد كه همان قول به مفهوم است نيستيم . و چون مطلوب تنها اين نيست كه نظر قائلين به حرمت ابد على الاطلاق را رد كنيم ، بلكه همان گونه كه خود ايشان تصريح كرده‌اند مدعا اثبات قول مشهور يعنى اختصاص حرمت ابد به صورت علم در مقابل اقوال ديگر است كه از جمله آنها قول به حرمت ابد در صورت علم يا دخول همانند تزويج با معتده مىباشد ، اين استدلال براى اثبات اين مدعا و رد قول آنها تمام